سه شنبه 28 آذر 1396 , 11:28




گفت و گو با جانباز 70% نخاعی بهزاد نورائی
"پِت" دغدغه دو حرفی یک جانباز!
آمده بود تا از دغدغه اش بگوید... دغدغه ای بزرگ و عمیق برای سلامتی آدم ها!... با او که به گفت و گو نشستیم، آرام بود مانند یک اقیانوس اما به همان وسعت و به همان ژرفا ! ... مهربان بود مانند نرمی یک گلبرگ اما در اثبات حقانیت، محکم مانند کوه و استوار مانند نخل های سرزمین طلاییه!...
فاش نیوز- آمده بود تا از دغدغه اش بگوید... دغدغه ای بزرگ و عمیق برای سلامتی آدم ها!... با او که به گفت و گو نشستیم، آرام بود مانند یک اقیانوس اما به همان وسعت و به همان ژرفا ! ... مهربان بود مانند نرمی یک گلبرگ اما در اثبات حقانیت، محکم مانند کوه و استوار مانند نخل های سرزمین طلاییه!...
همچون تاریخ پشت سرش، همچنان درحال فداکاری و بذل جان برای حفظ جان مردمانش بود... در لحظه از درد به خود می پیچید اما به زیبایی نیلوفر به دور تنه یک کاج... چون تمام درد کشیدنش در سکوت بود و سکوت...! سکوتی عمیق و معنادار!...
عشق و محبت در سینه پهناورش موج میزد و عِرق و تلاش خستگی ناپذیرش برای رسیدن به هدف، ستودنی بود!...
گفت و گو با بهزاد نورایی را اینگونه آغاز کردیم:...
.jpg)
فاش نیوز: خودتان را معرفی کنید:
جانباز نورائی: من متولد سال 1341 هستم سال 62 به دانشگاه رفتم و مکانیک خواندم.. سال 67 این اواخر جنگ هم از ناحیه نخاع مجروح شدم.
فاش نیوز: ماجرای مراجعه شما به یکی از نشریات و محتوای گزارشی که برای آنها بردید، چه بوده است؟
- من یک دوستی دارم به نام آقای دکتر محمدعلی زاهدی وفا که در خارج از کشور پزشک هستند تخصص رادیولوژی و فوق تخصص پزشکی هسته ای دارند. ایشان 15 سال است که از وزارت بهداشت و درمان آموزش پزشکی ایران درخواست مجوز کرده است که یک دستگاه پت اسکن (دستگاه عکسبرداری هسته ای است که سرطان را در مراحل اولیه که قابل درمان است تشخیص می دهد.) میخواهد مجوز بگیرد و این دستگاه را وارد کند و در ایران یک مرکزی را راه اندازی کند. در قدم اول درخواست مجوز کرده برای تهران و شیراز(سال 2001) در سال 2004 یک طرح هم تقدیم وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی کرده است با عنوان "طرح مقابله با بحران سرطان در ایران" و نوشته است که آمارهای رسمی وزارت بهداشت نشان می دهد که رشد تعداد بیماران سرطانی در ایران بحرانی است. طبق آمارهای رسمی که برای دو، سه سال پیش است. طرحش این بوده است که ابتدا در 14 شهر مراکز پزشکی هسته ای مجهز به پت تاسیس شود که بعضی از استانها، استان های کوچک همجوارش را هم پوشش بدهد. من از همان ابتدا که ایشان اقدام کرد به او گفتم هر کمکی از دست من برمی آید بگو تا برایت انجام دهم. داشت کسانی را که کمکش کنند. حضرت آیت الله مهدوی کنی استاد برادرش بوده است. ایشان می گوید که آقای مهدوی کنی رحمه الله علیه فرمودند من هر کمکی از دستم بربیاید دریغ نمیکنم .
من از ایشان خواستم تا برای من ایمیل کرد طرحش را و توضیحات را، من پرینت گرفتم. اسنادی که دوستم برایم ایمیل کرد را دارم، همینطور کپی اسنادی که ایشان در دوره آقای خاتمی اقدام کرده. در آن موقع وزیر بهداشت آقای دکتر پزشکیان بودند که الان نایب رئیس مجلس هستند.
مرکز امور ایرانیان خارج از کشور سال هاست هر دوسال یک بار از متخصصین ایرانی مقیم خارج دعوت می کند برای گردهمایی. سال ها قبل یکی از سخنرانان سمینار دوستم بود. ما از اول دبیرستان همکلاس بودیم. او از دوران کودکی به دلیل ابتلا به بیماری فلج اطفال با دو عصا راه میرفت اما همت و اراده ای وصف نشدنی دارد. سال 59 که دیپلم گرفتیم و دانشگاه ها تعطیل بود تنها امکان تحصیل، خارج از کشور بود که ایشان بالاخره رفت.
پزشک عمومی و متخصص رادیولوژی شد و فوق تخصص پزشکی هسته ای هم گرفت. در بیمارستانی در یکی از شهرهای اروپا ایشان مسئول بخش رادیولوژی است. و دستگاه پت هم که آمد آنجا راه اندازی اش کرد. کمتر از 20 سال می شود که این دستگاه ساخته و عرضه شده است. 15 سال پیش که ایشان درخواست مجوز کرد برای ایران. چند سالی بود که در خارج از کشور داشت استفاده میشد و فوایدش را نشان داده بود.
او از سال 80 درخواست مجوز کرده و در سال 82 که به رئیس جمهور دسترسی پیدا کرده بود، یک نامه به او داده. رئیس جمهور هم دیده و برای وزیر بهداشت و درمان نوشته وقتی یک هموطن میخواهد چنین دستگاه پیشرفته ای وارد کند و هیچ هزینه ریالی و ارزی برای دولت ندارد قاعدتا" باید استقبال کرد!
آقای دکتر پزشکیان 3 ایراد از طرح دکتر زاهدی وفا گرفته. یکی اینکه گران است.
.jpg)
عرض کردم یکی از فوایدش این است که سرطان را در مراحل اولیه که قابل درمان است تشخیص می دهد. و در تشخیص بیماری های قلبی و غیر آن هم کاربرد دارد.
دوستم می گفت مردم پولش را می دهند برای همین هم مردم می روند به خارج از کشور.
ایراد دوم وزیر این بوده که این دستگاه جدید است. همان موقع دوستم جواب داده بود که درحال حاضر 200 دستگاه پت اسکن دارد در کشورهای مختلف اروپایی کار می کند و 200 تا هم در ایالات متحده، جدید نیست! چندسال است که آمده، این دستگاه امتحانش را پس داده است.
من رفتم خدمت آقای دکتر محمدعلی محققی، پزشک جراح که سالها رئیس موسسه تحقیقات سرطان بودند و این داستان را تا شروع کردم به گفتن، ایشان گفت بله الان به خاطر همین عکسبرداری مردم میروند به ترکیه که 320 تا از این دستگاه ها دارد یا امارات متحده عربی که این دستگاه را دارد. یعنی وقتی که می گویند گران است، خب هزینه سفر و اقامت در یک کشور خارجی خیلی بیشتر است. ضمن اینکه مشکلات فرهنگی هم دارد و هرکسی قادر نیست که این هزینه های اضافی را بدهد.
دوستم در این طرحش که سال 2004 به وزارت خانه تقدیم کرده (طرح مقابله با بحران سرطان در ایران) اعلام آمادگی کرده برای تربیت رزیدنت و همکاری با وزارت خانه و بیمه ها برای رسیدن به تعرفه مناسب برای تعرفه گذاری هزینه این عکسبرداری .
ایشان در این طرح گفته 14 تا مرکز را باید راه اندازی کنیم در 14 تا شهر بزرگ که خودش برای تهران و شیراز درخواست مجوز کرده که راه اندازی کند. 3 تا از این دستگاه ها الان ما در کشور داریم. دوست من 15 سال پیش متقاضی بوده است بعد از او تعداد زیادی از پزشکان و بیمارستان ها و مراکز رادیولوژی درخواست مجوز کرده اند که البته آمار دقیقش را ندارم. اولی در بیمارستان مسیح دانشوری توسط خیرین سلامت و با رانت آقای دکتر ولایتی راه اندازی شده است. دومیش را دانشگاه تهران وارد کرده است که مدتها از بسته بندی اولیه خارج نشده بوده خلاصه بعد از سه سال در بیمارستان شریعتی تهران راه اندازی شده است. آقای دکتر زاهدی وفا می گوید 6 ماه حداکثر نصب و راه اندازی دستگاه و آزمایشگاه جانبی اش زمان لازم دارد. ما گمان می کردیم شاید می خواهند که افتخار اولین دستگاه پت اسکن به نام خود دولت باشد، یک مرکز آموزشی درمانی مثل دانشگاه تهران.
سومین جایی که دستگاه را آورد، بیمارستان رضوی مشهد بود که می گویند روزی چند تا عکس می گیرد و می دهد دست مریض ها. در صورتی که طرح دوست من می گوید که اطلاعات دستگاه های پت باید به یک شبکه وصل شود و اطلاعات بیماران جمع آوری شده در یک مرکزی تحلیل بشود، نه اینکه فقط عکس گرفته شود.
فاش نیوز: یعنی منظور شما این است که طرح دوست شما از واقعیت کنونی خیلی کامل تر و کاربردی تر بوده اما به سرانجام نرسیده؟
- بله. کاری که الان دارد انجام می شود کاری ابتدایی ست. الان کسانی هستند که می خواهند این دستگاه وارد شود اما نمی شود. یکی باید پاسخ دهد چرا؟ چه کسی نمی گذارد؟! دوست من هم که می خواهد با هزینه خودش (که کم هم نیست) این دستگاه را وارد کند هنوز مجوز نداده اند.
وزیر بهداشت و درمان به معاون سلامت نوشته بوده که درخواست او را بررسی کند.
معاون سلامت هم گزارشی تهیه کرده در سه صفحه و به دکتر پزشکیان داده است. (در وزارتخانه یک شورای تجهیزات پزشکی هست که زیرمجموعه معاونت سلامت است. آنها هستند که بررسی می کنند و موافقت اصولی می دهند به افراد و دانشگاه ها و بیمارستان ها.)
معاون سلامت در گزارش خود توضیح داده که این دستگاه پت (PET) قدرت تشخیصی بالا در سرطان، بیماری های قلبی و عروقی، اعصاب و روان دارد. همچنین کارهایی مثل اندازه گیری متابولیسم اکسیژن و تشخیص زودرس تغییرات بافت ها، تعیین محدوده تومور، تعیین پروتوکل شیمی درمانی در سرطان ها، تعیین کانون های تشنج و تصویربرداری در سطح مولکولی در بدن توسط این دستگاه صورت می گیرد.
میخواهم بدانید که گزارش خوبی بوده است که معاون وزیر تهیه کرده بوده است. او نام آقای زاهدی وفا را به عنوان اولین درخواست کننده در گزارش خود آورده است، درخواست مجوز تاسیس یک مرکز پزشکی هسته ای و وارد کردن دستگاه پت با هزینه شخصی متقاضی.
معاون سلامت، دانشگاه تهران را اولیت دوم معرفی کرده بودند.

فاش نیوز: درحال حاضر از نظر شما مهم ترین مشکل این است که آقای زاهدی وفا اولین درخواست و اعلام آمادگی را داده بودند اما بقیه این کار را انجام دادند و ایشان هنوز با وجود اینهمه موافقت موفق به انجام طرح خود نشده است. درست است؟
- بله. اولین گروه، خیرین سلامت بیمارستان مسیح دانشوری بودند که دستگاه را آوردند. دومی بعد از چند سال که دستگاه روی زمین بوده، در بیمارستان شریعتی تهران وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران، راه اندازی شد. سومین دستگاه هم اخیرا" یعنی همین چند ماه قبل گزارشش از تلویزیون پخش شد در بیمارستان رضوی مشهد راه افتاد. یک دستگاه را برای کرج آقای دکتر بروجردی مدتهاست دارد تلاش می کند اما از آن منطقه آزادی که وارد کرده اند، ترخیص هنوز نشده است.
دوست من در نامه ای موافقت معاونت بنیاد جانبازان و مستضعفان را هم داشته است. تعدادی از رادیولوژیست ها هم درخواست ورود دستگاهی بنام پت سی تی را هم داشته اند.
بر طبق نامه ها و پاسخ های داده شده که به نظر شما خواهد رسید، خود وزارتخانه هم آقای دکتر زاهدی وفا را اولیت اول تشخیص داده بود.
دوست من نامه ای هم به آقای عارف معاون اول رئیس جمهور وقت آقای خاتمی نوشته بود، که علیرغم نظر موافق رئیس جمهور، وزارت بهداشت تاکنون از ورود این دستگاه ممانعت کرده است. باید برای چرای این موضوع، پاسخی پیدا شود.
آقای دکتر زاهدی وفا با اداره تحریم های امریکا مکاتبه کرده و آنها دستگاه پت را از تحریم استثنا کرده اند! من اطلاع دارم که سالها قبل رئیس بیمارستان بقیه الله آقای دکتر نادری، فونداسیون یک مرکز پزشکی هسته ای را در جنوب حیاط بیمارستان درحال کار کردن بودند که به دو دلیل متوقف شد. یکی تحریم های عمومی ایران و یکی تحریم های خاص سپاه که نتوانست این دستگاه را وارد بکند.
وزیر دفاع سابق سردار وحیدی و در دولت قبل، یک دستگاه دست دوم توانست علیرغم همه ممنوعیت هایی که برای سپاه هست، از مجارستان بخرد ولی نتوانست از آن زمان ترخیص اش بکند تا اینکه بالاخره با مخالفت و پافشاری وزیر بهداشت کنونی مجبور شدند عودت دهند! یعنی ببینید که با وجود محدودیت ها برخی می آیند و خط شکنی می کنند ولی چه خبر است نمی دانم؟!...
.jpg)
دوست من آقای دکتر زاهدی وفا فوق تخصص پزشکی هسته ای، پت اسکن و مدیریت بیمارستانی دارد. در حال تردد به ایران است و موضوع را پیگیری می کند. او نامه دیگری هم به دکتر ع معاون سلامت در سال 85 نوشته. او چهار سال قبل، آزمایشگاه شیمی مورد نیازش را هم درخواست کرده بوده. نامه ای هم به دکتر "ز" ریاست دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نوشته است. و در آن به صورت کامل تخصص و درخواست خود را توضیح داده و نیاز کشور را به داشتن مراکز بیشتری که دارای این دستگاه باشند، یادآوری نموده است و در انتها از این آقای دکتر خواسته که او برود و وزیر بهداشت را جهت ضرورت این مراکز توجیه کند!
ایشان در همان مرکز پزشکی که در خارج از کشور مشغول طبابت هستند، دستگاه پت سی تی راه اندازی کرده یعنی ترکیبی از دستگاه پت و سی تی اسکن و همینطور گاما اسکن.
ایشان ابتدا که در بیمارستان خودش درخواست داشتن دستگاه پت سی تی را داده، کمی سخت و با رای گیری در هیئت مدیره بیمارستان موافقت کرده اند. ولی کاربردش در مثالی که برای شما می گویم مشخص می شود. اولین بیمار تشخیصی ایشان خانمی بوده که سقوط از پله داشته، با درد و ورم پا مراجعه کرده بوده و شکستگی را با عکس رادیولوژی تشخیص نداده بودند. رفته بوده خانه و پس از یک هفته درد کشیدن دوباره به این دوست من مراجعه کرده. دوست من با این دستگاه پت سی تی، نه تنها شکستگی بلکه محل دقیق آن را مشخص کرده است.
وقتی می گویم کارهای دوست من را خدا پیش می برد اینگونه است. که اولین بیمارش باید کسی باشد که بتواند به تمام پزشکان هیئت مدیره ثابت کند این دستگاه چقدر دقیق است و چه کاربردی دارد. حالا برای ایران هم درخواست همین دستگاه ترکیبی را کرده.
دکتر زاهدی وفا سال 85 به دکتر احمدی نژاد هم نامه نوشته و سوابق کار خود را گفته و اینکه اولین درخواست را در سال 80 داده بوده و سابقه درخواست های خود را هم گفته .
آمار بیماران مبتلا به سرطان در ایران بر اساس آمارهای وزارت بهداشت تا 25 سال آینده به طور جدی افزایش خواهد داشت و عدم توجه به این موضوع سبب تحمیل هزینه های مضاعف به سیستم درمانی کشور خواهد شد.
حال من می خواهم بگویم هر کسی یا مسئولی که ادعا می کند دلش برای این مملکت و ارز مملکت و مردم می سوزد، نباید ضرورت داشتن این مراکز و دستگاه را بفهمد و بداند که پیشگیری بهتر از درمان است؟! اگر برای جان مردم ارزش قائل نیستند، به خاطر پیشگیری از هزینه ها این کار را بکنند. هزینه های درمان سرطان و شیمی درمانی خیلی بیش از اینهاست.
می خواهم چیزی بگویم. من در جریان ساخت پل لوله ای اروندرود بودم بعد از فتح فاو در بهمن ماه 64 ، مقدمات ساخت پل آغاز شد.

در مناظره چندی قبل سردار علایی و سردار الله کرم ، آقای علایی چیزی گفت. آقای الله کرم از جنگ خلیج فارس اسم برد. آقای علایی گفت که افتخار اینها در جنگ بنام من ثبت شده و بنام علایی ها. بعد که پایین آمد با من و جانباز دیگری خوش و بش کرد. من به او گفتم که شما گفتید این افتخار بنام شما ثبت شده، من میخواهم به شما بگویم که یک افتخاری هم بنام من ثبت شده. اینکه من شاگرد و نیروی بسیجی اون مهندسی بودم که شما می شناسیدش و فقط یکی از پروژه هایی که داشتیم در فاو اجرا می کردیم، یک روز بعد از اینکه ما اعلام آمادگی کردیم که این پروژه برای عملیات آماده ست، عراق فاو را گرفت.
من داشتم این حرف ها را به آقای علایی می زدم. و وقتی فرماندهی کل قوا امر کردند به فرمانده ها که تجربیاتشان را مکتوب کنند، فرمانده ما هم ساخت این پل را علاوه بر تجربیات دیگرش مکتوب کرد. بعضی ش چاپ شده. بعضی ش محرمانه تشخیص داده شده. اما این چیزی که من دارم از آن صحبت می کنم، به طور کلی سری تشخیص داده شده! سردار علایی می دانست من چه می گویم. می خواهم بگویم که پل لوله ای هم توسط قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) تایید شد. که جهاد خراسان آن را اجرا کرد و عید مبعث در سال 65 افتتاح شد و اسمش شد پل مبعث.
آمدند و ابتکار به خرج دادند و لوله های بزرگ را که مثلا لوله های 48 و 56 اینچ که از بعضی از این لوله ها آدم می تواند کمرخم عبور کند، این ها را چند تا چند تا به هم متصل میکردند و جرثقیل هم این ها را در کف رودخانه قرار می داد نزدیک قسمتی که اروند رود به دریا می ریزد. یعنی قسمتی که عرضش زیاد بود که با زیر سازی دو طرف پل که من خودم کیلومتر گرفته ام حدود 1100 متر بود بعد اینها را روی همدیگر چیدند و بالا آوردند یعنی آب رد می شد و هیچ مشکلی در کار ایجاد نکرد و به بالا آوردند بعد به بالا که رسید لوله های کوچکتر را در فضای منحنی بین لوله ها گذاشتند و بعد لایه روی آن را آسفالت کردند.
این پل بعثت شد که معروف به پل لوله ای است . یک جایی روی اروند آمده بودند و پل می ساختند همانطور که پل های معمولی را می سازند و بعد هواپیمای دشمن یک شیرجه رفت و بمبی انداخت دیگر ادامه ندادند . اگر می آمد و لوله ها را بمباران می کرد لوله های ضخیم آنچنان کج می شدند. در ساحل اروند هر دو طرف لوله های آماده ای در لابه لای نخل ها بود و جرثقیل هم نزدیک بود که اگر لازم می شد می گذاشتند ولی تا قبل این تمام به اصطلاح ترابری و حمل نفر و تجهیزات با قایق بود و یک وسیله ای هم ساخته بودند و اسم آن را خضر گذاشته بودند که جهاد ساخته بود.
یک تکه شناور فلزی (فرض کنید یک تکه پل مثلا) یک شناور خیلی بزرگ فلزی که یک تراکتور روی آن نصب کرده بودند ، تراکتوری که رینگش بود ولی لاستیکش نبود و یک سیم بوکسل یعنی طناب فولادی آورده بودند و به آن طرف ساحل بسته بودند و دور رینگ تراکتور بسته و بعد برده بودند به آن طرف بسته بودند و بعد خودرو و کامیون روی آن میرفتند و این تراکتور آهسته شروع به کار میکرد و در حالی که می چرخید از یک طرف سیم را جمع می کرد و از طرف دیگر باز می کرد. اسم این وسیله را خضر گذاشته بودند و چند تا از این خضر ها بود. این ها هم مشکلاتی داشت که آن پل کار را راحت کرد. هدف این بود که از فاو به ام القصر برسیم و بعد به طرف بصره برویم، طبق طرح هایی که بود.
.jpg)
فاش نیوز: پس از سر صحبت های آقای علایی، یک دفعه آمدید سر ماجرای پل. ادامه بدهید
آقای علایی بدون اینکه من ، از فرمانده ام اسم ببرم ، فهمید که من چه می گویم. چون گفت که افتخارش در جنگ به نام من ثبت شده است و من هم گفتم یک افتخار هم به نام من در جنگ ثبت شده است. حالا افتخار من چه چیزی بود ؟ اینکه من شاگرد و نیروی بسیجی آن آقا بوده ام. اتفاقا یک مهندس شرکت نفت برای کاری ماموریتی آمده بود پیش ما ، مقرمان در اروند کنار این طرف اروند در خاک خودمان بود. او به دلیل اینکه در شرکت نفت بود اطلاع داشت که فولاد الان قیمتش در دنیا به چه میزان است و این لوله ها که از جنس فولاد است هر مترش چند کیلو فولاد است و ما آمدیم این لوله ها که شاخه های 12 متری بودند را تعدادشان را حساب کردیم چون عمق و عرض اروند رود آنجایی که پل زدند را می دانستیم تعداد لوله را به دست آوردیم و ایشان گفت که هر مترش چند کیلو است. ضرب کردیم و وزنش را بدست آوردیم. حالا کیلویی چند در دنیا به دلار 7 تومان که یک رقم کلان میلیاردی شد، میلیارد که می گویم صحبت از سال 65 است.
بعد من یک بار به فرمانده ام همین عددها را گفتم ، گفتم درست است که قیمت این پل مثلا 3 میلیارد شده است؟ ایشان لبخند زد و گفت یک بسیجی چند می ارزد ؟! من اصلا از حرفی که زدم خجالت کشیدم . معاون فرمانده مان می گفت که پیکر بی جان یک بسیجی را کنار اروند دیده و در ابتدا هیچ اثر جراحتی در بدنش دیده نمیشده بعد دیده جراحت کوچکی روی مچ پایش داشته که با چفیه بسته بوده اما انقدر منتظر مانده تا نوبتش شود که قایق بیاید و این بسیجی را به آن طرف ببرد، برای رفتن به نزدیک ترین بیمارستان که تا رسیدن قایق از دنیا رفته و به شهادت رسیده .
این که مهندس به من گفت قیمت یک بسیجی چقدر است ؟ و من داشتم مبلغ قیمت پل را به رخش می کشیدم! در همین مناظره هم صحبتش بود که حداکثر 20 درصد از بودجه عمومی کشور صرف جنگ می شد، در صورتیکه ما خیال می کردیم که قسمت اعظم آن صرف جنگ می شود.
فاش نیوز: حالا چه شد که شما حساب می کردید؟
-من دارم می گویم که این دستگاه پت اسکن، سرطان، بیماری های قلبی و یک سری از بیماری های دیگر را در مراحل اولیه تشخیص می دهد، سرطان را در همان مراحل اولیه که قابل درمان است تشخیص می دهد حتی اگر از لحاظ مالی هم بخواهیم به این موضوع فکر کنیم هزینه های یک بیماری که بیماری سرطانش دیر تشخیص داده شود مراحل درمانی شامل شیمی درمانی و الکتروتراپی و داروها خیلی هزینه اش سنگین می شود. بنابراین کاملا به صرفه است که ما تعداد لازم از این دستگاه پت در کشور داشته باشیم . آقای دکتر محمدعلی زاهدی وفا به من گفت که استاندارد در اروپا به ازای هر 500 هزار نفر یک دستگاه است و اخیرا هم به این نتیچه رسیده اند که به ازای هر 300 هزار نفر یک دستگاه پت باشد، حالا جمعیت کشور ما چقدر است؟
فاش نیوز: 70 میلیون و حتی بیشتر.
- ما فرض می کنیم که 80 میلیون است و اگر هست ما حداقل 160 عدد از این دستگاه را نیاز داریم تا به آن استاندارد قبل اروپا برسیم خب ما الان 3 عدد به صورت راه اندازی داریم شما لطف کنید در اینترنت یک جستجو درباره دستگاه پت بکنید و می رسید به چند متقاضی که صدایشان در آمده است از جمله آقای دکتر بروجردی با آن سمتی که دارد که ایشان نتوانسته است ترخیص کند چه دست هایی در کار است؟
فاش نیوز: خودتان چه فکر می کنید؟
-این آن چیزی است که به بزرگواری که نه اسم و نه سمت نظامی اش را می گویم ، گفتم که وزیر دفاع قبلی سردار وحیدی توانست یک دستگاه دست دوم پت بیاورد با اینکه سپاه دوبله تحریم است که هم تحریم های عمومی و هم خاص شاملش می شود ولی نتوانست ترخیص بکند. من به این دوست نظامی گفتم که حتی وزارت دفاع هم زورش نرسید که ایندستگاه را وارد کند ؟ ایشان هم گفت خب وزیر دفاع زورش نرسید. در هیئت دولت وزیر بهاشت موضوع را طرح کرده که منجر به دستور بازگرداندن دستگاه شده ، چرا؟
فاش نیوز: یعنی فکر می کنید که به این نرسیده اند که این دستگاه چقدر می تواند به کار بی آید؟
- نخیر! رسیده اند، دست هایی در کار است که شما خبرنگاران باید پیدا کنید. من یادآوری می کنم پخش سریال در حاشیه ای که آقای مهران مدیری ساخت که به صورت طنز به مسائل پزشکی پرداخت، نیمه کاره رها شد به دلیل اینکه پزشکان اعتراض کردند. در صورتیکه این ها خودشان می دانند که این ها واقعیت است.

فاش نیوز: البته همه می دانند که یک سری اشتباهات پزشکی داریم.ولی بحث این است که وقتی ما این را فهمیده ایم و نیاییم روی آن کار کنیم که مثلا این دستگاه باید آورده شود، بیماری ادامه دارد.آن موقع ما ناچار به درمان هستیم و آن پیشگیری را که انجام نداده ایم را در درمان به دوش می کشیم.
- موضوع سبک زندگی نیز هست.
من عرض کردم که یک نسخه از طرح دکتر زاهدی وفا را به آقای دکتر محمدعلی محققی که متخصص و جراح هستند و سابقأ رئیس موسسه تحقیقات سرطان ایران بودند ، زمان وزارت خانم دکتر دستجردی معاون وزیر بودند ، دادم . یک نسخه از طرح را به ایشان دادم در کمال ناباوری دو سه هفته بعد از اخبار سراسری شبکه یک سیما گزارشی دیدم که آقای وزیر بهداشت و درمان را در حال کلنگ زنی در یک زمین در تهران نشان می داد و بعد ایشان گفت که ما می خواهیم اینجا یک بیمارستانی مخصوص بیماران سرطانی تاسیس کنیم و چند وقت بعد هم همین کلنگ زنی را در شیراز انجام داد . آقای دکتر محققی میگفت هر کاری از کانال و مسیر قانونی اش انجام شود بهتر است که من هم گفتم ما چیزی غیر از این نمی خواهیم .
فاش نیوز: بحث این است که به اسم چه کسی تمام شود ؟
- نه این بحث مربوط به سه هفته قبل از اینکه آقای وزیر کلنگ زنی کند ، بود. گفتم که این دوستم از سال 80 متقاضی شده است از مسیر قانونی و طبیعی هم بوده است اما به هیچ جا نرسیده است و الان سه عدد از این دستگاه را ما در ایران داریم در حالی که کشور ترکیه 320 عدد از این دستگاه را دارد و من هنوز که هنوز است نتوانسته ام به دوستم بگویم که داستان چیست و خدا کند که اجرا کنند یعنی دوست من که این طرح را داده است با هدف و نیت خیر داده است .
فاش نیوز: خواسته اند که کاری انجام شود به خاطر اینکه به اسم خودش باشد نبوده است.
- اگر واقعا این کار انجام شود ایشان هم همین را می خواسته است ولی نکته جالب ماجرا اینجاست که در تهران و شیراز دو شهری که دوست من درخواست مجوز پت کرده است اعلام شد که اولین مراکز در حال ساخت است. . این دقیقا فاز اول طرح دکتر زاهدی وفا است چیزی که وزیر اعلام کرد .
آقای دکتر زاهدی وفا می تواند از بانک های اروپایی وام بگیرد و همین هم هست که هزینه ریالی و ارزی اش را تقبل کرده است ، چندی قبل به همت سفیر محترم ایران در ژاپن آقای دکتر نظرآهاری سمینار پزشکی ایران و ژاپن برگزار شد که ژاپنی ها هم گفتند به ما فاینانس می دهند .
فاش نیوز: الان هدف اصلی ما و هدف اصلی و مستقیم آقای دکتر زاهدی وفا این است که بتواند تعداد این دستگاه را در کشور بالا ببرد یعنی بیاید و ایشان هم وارد کند مثلا الان 3 عدد هست ولی ما نسبت به استانداردی که اروپا اعلام کرده است هنوز خیلی پایین هستیم و شما می خواهید که لزوم آن جا بی افتد. درست است؟
- آقای دکتر زاهدی وفا همچنان که طبق مدارک الویت اول شناخته شده زمان دولت آقای خاتمی و وزارت آقای دکتر پزشکیان طبق گزارش معاون سلامت آقای دکتر اکبری ، آقای دکتر زاهدی وفا الویت اول تشخیص داده است اما بعد از ایشان هم تعداد زیادی هموطنان متخصص ما در خواست مجوز کردند و آمار دقیق آن را ندارم و بعضی از اینها خودشان هزینه ها را تامین می کنند ومی شود فاینانس یا وام گرفت . چنین آزمایشی که آنقدر پرخرج است می تواند خرج خودش را در بیاورد و قسط های وام خود را در بی آورد یعنی بخش خصوصی به راحتی می تواند ، ضمن اینکه الان مردم چند برابر هزینه می کنند که در خارج از کشور انجام می دهند و نزدیک ترین آن هم امارات و ترکیه است .
فاش نیوز: خب الان این 3 عددی که در کشور موجود است کاربردی ندارد؟
- چرا ، کار می کنند.
فاش نیوز: باعث نمی شود که یک تعدادی دیگر به ناچار عازم خارج از کشور نشوند ؟
چرا ولی طبق استاندارد چند وقت پیش اروپا 160 عدد لازم داریم . چه مانعی هست که نمی گذارد؟چه دست هایی هست که مانع ورودش می شود؟

فاش نیوز: خب این یک فکر در ذهن آدم ایجاد نمی کند اینکه با این دستگاه آنقدر مقابله می شود و سخت وارد می شود مثلا یکی را بر می گردانند و یکی را ترخیص نمی کنند پس این 3 عدد چگونه وارد شده اند؟
- رانت است دیگر.
فاش نیوز: شما حتما از این صحنه ها زیاد دیده اید
- کدام صحنه ها؟
فاش نیوز: مثل شهادت آن شهید! چون از اتفاق های تکان دهنده در جبهه خیلی تعریف می کنند.
فاش نیوز: در زمینه رشته خودتان در جبهه بودید؟
- بله مثلا یک پروژه ای در ساحل خور عبدالله اجرا می کردیم . شبه جزیره فاو به شکل مثلث است که یک ضلع آن اروند رود است و نوک آن خلیج فارس است . ضلع دیگر فرو رفتگی آب خلیج فارس در خشکی است کهخور عبدالله نام دارد .ما در خور عبدالله بودیم و در آن طرف خور جزیره بوبیان کویت بود که البته یک دکل دیده بانی بسیار بلند هم داشت که در زمان جنگ در اختیار عراق بودو ما آنجا کانال می زدیم . می توانم این را یک وقت دیگر مستقلا" شرح بدهم که یک بیل مکانیکی باتلاق رو یعنی مثل کشتی که یک فضایی درونش است و باعث می شود که رو آب بماند و فرو نرود این را از بندر انزلی آورده بودند و این یک چاله اولیه حفر کرد در ساحل خور عبدالله در زمانی که مد بود و آب بالا آمده بود و یکی از دستگاه های لایروب که در کرخه کار می کرد چون می دانید در رودخانه ها به مرور زمان آب گل آلود ته نشین می شود و این رسوبات باعث می شود که احتیاج به لایروبی پیدا کنند. برای همین یکی از لایروبهایی که در کرخه کار می کرد فرمانده ما توانست آن را بگیرد و آورد آنجا و در چاله ای که باتلاق رو ایجاد کرده بود سرهم کردند و راه اندازی شد و ما در مد با آن کار می کردیم.
یعنی وقتی آب بود زیر این دستگاه لایروب ما شروع می کردیم به لایروبی و چند صد متر کانال حفر کرده بودیم و آن طرف یک لشکر مهندسی آمده بود و پل زده بود پل خیبر 2 به اصطلاح تکه های شناور بزرگ را که گوشواره و پیم دارد که به هم متصل می شود جفت جفت گذاشته بودند و جلو آورده بودند هواپیمای دشمن یک شیرجه رفت بمبی انداخت که این پل تکه تکه شد و هر تکه اش به یک سمتی رفت ، یک تکه هایی به سمت ساحل بوبیان رفت و یک سری به سمت خودمان آمد و یک سری هم رفت وسط خلیج . در آن طرف جهاد سازندگی یک استانی داشت جاده می زد. اول نخاله های ساختمانی را از داخل فاو آن خانه هایی که منهدم شده بود( دربمب باران های دشمن ) نخاله های ساختمانی را می ریختند چون که جزر و مد خیلی بزرگ بود و چند صد متر جلو می آمد. ساحل، یک شیب ملایم به سمت دریا داشت و بعد آب که عقب می رفت چنان گلی بود که نفر نمی توانست برود مثل باتلاق داخلش گیر می کرد بنابراین برای اینکه ما به جایی برسیم که همیشه آب باشد و قایق مان را به بتوانیم به آب بیندازیم و برویم به دریا یا باید یک اسکله می زدیم یا باید پل شناور می زدیم که این ها همه هدف بود و بمباران شد.
.jpg)
جهادی ها آمده بودند نخاله ها را در این باتلاق و گل ها می ریختند و تنه های درخت نخل را در دو طرف می انداختند و بعد رویش خاک می ریختند و خاک رس را از قفاس نزدیک آبادان می آوردند همانند مورچه این کمپرسی ها پشت سر هم خاک را می آوردند و روی زمین می ریختند و لودر پهن می کرد و غلتک می کوبید و همین طوری می آمد بالا تا بشود جاده یعنی یک هزینه فوق العاده زیاد و نفرات و ابزار و امکانات فوق العاده زیاد و بعدا آن هدف بود برای دشمن و زمستان 65 آن را زد. با آن طوفان ها و جزر و مدهای عجیب و غریب خور عبدالله یک قسمت بسیار زیادی از این جاده شسته شد ، جاده ای که باید برود و برسد به جایی که همیشه آب هست چه در جزر و چه در مد . ابتکار فرمانده ما این بود که دستگاه لایروب آورده بود و کانال می زدیم.
حالا کانال را بمباران کنند عمیق تر می شود یعنی طرح ، طرح فوق العاده ای بود و بعد از اینکه فاو را از دست دادیم و عراق آمد و گرفت در فیلم هایی که بچه های اطلاعات بعدا گرفته بودند نشان می داد که از آن لایروب ما استفاده می کردند و دو تا لایروب دیگر هم آورده بودند و کنارش گذاشته بودند . این ها که عرض کردم در حاشیه است و ربطی به بحث اصلی مان ندارد. فقط درهمین حد گفتم که مشخص شود دغدغه یک شخصی که در جنگ حضور داشته است و مجروح شده است و سال ها است که روی ویلچر نشسته است چیست. این دغدغه متناسب با بحث پزشکی بود و دغدغه های فرهنگی و سیاسی هم داریم .
فاش نیوز: خب این خیلی خوب است که یک شخصی مثل شما این روزها دغدغه اش چیست.
- من یک نمونه و یک ارزنی از این انبار بزرگ هستم. خاطرات بچه هایی که در جنگ حضور داشتند یک گنجینه است.
عرض کردم که افتخاری که برای ما ثبت شده است که به ما توفیق دادند، من لیاقت نداشتم توفیق دادند که بعضی از صحنه ها را به چشم ببینم . مهندسی بیشتر قبل از عملیات و بعد ازعملیات کار انجام می دهد اما کار اصلی را بسیجی ها و نیروهای رسمی انجام می دادند که من وقتی پل لوله ای را به رخ فرمانده ام کشیدم از من پرسید قیمت یک بسیجی چقدر است و من از سوالم خجل شدم و الان هم به اعتراف همین آقایان حداکثر 20 درصد از بودجه کشور صرف جنگ میشد اما عراق در مقابل ، بیشترین بودجه اش را در جنگ گذاشته بود ولی ما نه ! جنگ را در الویت نگذاشته بودیم و این اعتراف نخست وزیر وقت بود که من بعد از مناظره به دکتر الله کرم یادآوری کردم گفتم یادتان هست که نخست وزیر چندی پس از پایان جنگ اعتراف کرد و گفت آنطور که امام گفتند جنگ در راس امور است ما آن را در راس قرار نداده بودیم .
فاش نیوز: شما درست میفرمایید. آقای نورایی! ما میتوانیم یک بار هم وقت شما را برای ثبت خاطرات جبهه بگیریم؟
- بله ان شالله یک فرصت دیگر من در خدمت شما هستم.
فاش نیوز: با سپاس فراوان از شما
گفت و گو از شهید گمنام
عکس از ظهوری

















